داستاني قابل تأمل در مورد توكل
داستاني زيبا و خواندني
«وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ»
توكل كنندگان بايد تنها بر خدا توكل كنند
پیرمرد تهیدست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی میگذراند و به سختی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم میکرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباساش ریخت و پیرمرد گوشههای آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر میگشت با پروردگار از مشکلات خود سخن میگفت و برای گشایش آنها فرج میطلبید و تکرار میکرد: «ای گشاینده گرههای ناگشوده، عنایتی فرما و گرهای از گرههای زندگی ما بگشای.»
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه میکرد و میرفت، یکباره یک گره از گرههای دامنش گشوده شد و گندمها به زمین ریخت. او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت:
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود
پیرمرد نشست تا گندمهای به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانههای گندم روی همیانی از زر ریخته است!
گندمم را ریختی، تا زر دهی
رشتهام بردی، تا که گوهر دهی
پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود.
نتيجه گيري مولانا از بيان اين حكايت:
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

دیدگاههای امام ابوحنیفه است که با مطالعه آن به بسیاری از احکام اولیه فقهی و مسایل مورد نیاز آشنا خواهید شد کتاب یاد شده در سال اول حوزه های علمیه به طلاب تدریس می گردد. نویسنده کتاب، یکی از علمای برجسته هند از حدیث شناسان بزرگ امت اسلام به حساب می آید. وی کتاب را با بیان اساسی ترین عقایدِ اسلامی و اهمیت نماز آغاز کرده و در ادامه، به احکام طهارت و نماز میپردازد. آنگاه، مسائل مربوط به تشیع و تدفین را شرح میدهد و سپس به موضوع زکات، روزه، و معاملات وارد میشود. بحث در آدابِ زندگی
كتابخانه حوزه علميه احناف خواف با بيش از چهارده هزار جلد كتاب